تقدیم به او که با ارامش صداش لحظات خوش را برایم رقم زد ...
رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
نرگس باغ نظر چون تویی ای چشم و چراغ
سر چرا بر من دلخسته گران می داری
نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج
نروند اهل نـظر از پی نابینایی
چون غنچه گل قرابه پـــرداز شود
نرگس به هوای می قدح ساز شود
نرگس که کله دار جهان است ببین
کاو نیز چگونه سر در آورد به زر
ای شرم زده غنچه مستور از تو
حیران و خجل نرگس مخمور از تو
گل با تو برابری کجا یارد کرد
کاو نور ز مه دارد و مه نور ز تو
به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
در دیر مغان آمد بارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان
چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست
بیدار شو ........ما را در سایت بیدار شو ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70